تبلیغات
دهکده ی دانلود - مطالب ابر داستان های نوجوانان
 
سامانه افزایش بازدید و كسب درآمد گیلان کده

توپی وب


جدید ترین موزیک های ایرانی و خارجی

نوشته شده توسط : دهکده دانلود 93

عیدی و جلسه سری   


آقام حقوقش را گرفته بود و ریخته بود جلوش و زل زده بود به بسته های پول . مامان هم نشسته بود و پولها را تماشا می كرد  

بالاخره مامان سكوت را شكست و گفت : این پول به كجا میرسه ؟ لباس عید بخریم یا میوه و شیرینی ؟ یا عیدی بدیم به بچه ها ؟ 

بابا گفت : اصلا این عیدی گرفتن و عیدی دادن هم شده دردسرها 

مامان گفت : نمی دونم كی این رسم رو گذاشت ؟ كاشكی ور می افتاد 

دل من و خواهرم ریخت . من گفتم : عیدی دادن كه بد نیست به هر كس عیدی بدهی اونم به ما عیدی می ده ، چه فرقی می كنه ؟




:: مرتبط با: کتابخانه نوجوانان ,
:: برچسب‌ها: داستان , داستان کوتاه , داستان تصویری , داستان صوتی , قصه , قصه تصویری , داستان های نوجوانان ,
تاریخ انتشار : سه شنبه 1 مهر 1393 | نظرات
نوشته شده توسط : دهکده دانلود 93

راز شكست ناپذیری


 

 

پیرمرد احساس میكرد كه دیگر روزهای آخر عمرش رسیده است و به زودی از این دنیا رخت برخواهد بست .

روزی دو پسر جوانش را نزد خود فرا خواند . به آنها گفت : دیگر زمان مرگ فرارسیده است ولیكن باید یكی از مهمترین تجربه های زندگیم را به شما بگویم .

بعد دستور داد چند تركه از شاخه های درخت برای او بیاورند .

بعد به هركدام از پسرانش یك تركه داد و از آنها خواست تا آن را بشكنند .




:: مرتبط با: کتابخانه نوجوانان ,
:: برچسب‌ها: داستان , داستان کوتاه , داستان تصویری , داستان صوتی , قصه , قصه تصویری , داستان های نوجوانان ,
تاریخ انتشار : سه شنبه 1 مهر 1393 | نظرات
نوشته شده توسط : دهکده دانلود 93

خورشید و باد


 

 

روزی خورشید و باد ، با هم گفتگو می كردند .

كم كم  صحبتشان به یك اختلاف نظر رسید .

آنها هر كدام تصور می كردند كه از دیگری قویتر است .

هر كدام از كارهای بزرگشان صحبت می كردند  و سعی می كردند كه دیگری را راضی كند كه حرف او را بپذیرد . كم كم این اختلاف نظر بیشتر شد .

یكباره مرد رهگذری را دیدند .

با هم قرار گذاشتند كه از مرد بخواهند تا بین آن دو داوری كند .

مرد به آنها گفت : خوب بهتر است شما را بیازمایم . او گفت هر كدام از شما ها بتواند كت مرا در آورد ، او قویتر است .




:: مرتبط با: کتابخانه نوجوانان ,
:: برچسب‌ها: داستان , داستان کوتاه , داستان تصویری , داستان صوتی , قصه , قصه تصویری , داستان های نوجوانان ,
تاریخ انتشار : سه شنبه 1 مهر 1393 | نظرات
نوشته شده توسط : دهکده دانلود 93

میخ در دیوار


 

یكی بود یكی نبود،  بچه ی كوچك و بداخلاقی بود. روزی پدرش به او كیسه ای پر از میخ و یك چكش داد و گفت هر وقت عصبانی شدی، یك میخ به دیوار روبرو بكوب.




:: مرتبط با: کتابخانه نوجوانان ,
:: برچسب‌ها: داستان , داستان کوتاه , داستان تصویری , داستان صوتی , قصه , قصه تصویری , داستان های نوجوانان ,
تاریخ انتشار : سه شنبه 1 مهر 1393 | نظرات
نوشته شده توسط : دهکده دانلود 93

سنگ قیمتی


 

 مرد ثروتمندی از تمامی لذتهای زندگی بهره مند بود. او اموال زیادی داشت . چندین ملك در شهرهای مختلف، ماشین های رنگ و وارنگ و كلی وسایل گران قیمتی و ارزشمند داشت.




:: مرتبط با: کتابخانه نوجوانان ,
:: برچسب‌ها: داستان , داستان کوتاه , داستان تصویری , داستان صوتی , قصه , قصه تصویری , داستان های نوجوانان ,
تاریخ انتشار : سه شنبه 1 مهر 1393 | نظرات
 

 



 
   
با تشکر از گروه اف دی ال و عزیزانی که در راستای ساخت و گسترش وب سایت دهکده دانلود 93 همراهیمان می کنند.
در صورت برخورد با هر مشکل در تمامی بخش های این وب سایت لطفا با درج کامل مشخصات آن مطلب به مدیریت گزارش دهید.
مطالب در صورت در خواست کار گروه مصادیق جرایم اینترنتی حذف خواهد شد.