تبلیغات
دهکده ی دانلود - مطالب کتابخانه کودکان
 
سامانه افزایش بازدید و كسب درآمد گیلان کده

توپی وب


جدید ترین موزیک های ایرانی و خارجی

نوشته شده توسط : دهکده دانلود 93

دو موش بد 


روزی و روزگاری یك خانه عروسكی بسیار زیبایی در کنار شومینه اتاق قرار داشت .دیوارهای آن قرمز و پنجره هایش سفید بود . آن خانه پرده های توری واقعی داشت. همچنین یك درب در جلوی خانه و یك دودكش هم روی سقفش دیده می شد.




:: مرتبط با: کتابخانه کودکان ,
:: برچسب‌ها: داستان , داستان کودک , داستان های جدید , داستان های تصویری , داستان های صوتی , قصه , قصه برای کودکان ,
تاریخ انتشار : دوشنبه 31 شهریور 1393 | نظرات
نوشته شده توسط : دهکده دانلود 93

گنج دزد دریائی

ریش آبی غرغر می كرد و می گفت: ده قدم از ایوان و بیست قدم از بوته رز، اینجا . گنج اینجاست . این خوابی بود كه اون شب جاوید دید.




:: مرتبط با: کتابخانه کودکان ,
:: برچسب‌ها: داستان , داستان کودک , داستان های جدید , داستان های تصویری , داستان های صوتی , قصه , قصه برای کودکان ,
تاریخ انتشار : دوشنبه 31 شهریور 1393 | نظرات
نوشته شده توسط : دهکده دانلود 93

چه كسی تكالیف پاتریك را انجام داد؟    

 

پاتریک هیچوقت تکالفش را انجام نمی داد. او می گفت اینکار خسته کننده است. او همیشه بیسبال و بسکتبال بازی می کرد.

معلمش به او می گفت، با انجام ندادن تکالیفت چیزی یاد نمی گیری البته حق با معلمش بود.

اما او چیکار می توانست بکند او از اینکار متنفر بود




:: مرتبط با: کتابخانه کودکان ,
:: برچسب‌ها: داستان , داستان کودک , داستان های جدید , داستان های تصویری , داستان های صوتی , قصه , قصه برای کودکان ,
تاریخ انتشار : دوشنبه 31 شهریور 1393 | نظرات
نوشته شده توسط : دهکده دانلود 93

قورباغه و گاو نر

قورباغه كوچولو به قورباغه بزرگی كه كنار بركه نشسته بود می گفت: وای پدر،من یك هیولای وحشتناك دیدم. او به بزرگی یك كوه بود و روی سرش هم شاخ داشت. دم درازی داشت و پاهایش هم سم داشت.

 

قورباغه پیر گفت: بچه جان، اونی كه تو دیدی فقط یك گاو نر بوده است. آن خیلی هم بزرگ نیست و ممكن است یك كمی از من بزرگتر باشد.




:: مرتبط با: کتابخانه کودکان ,
:: برچسب‌ها: داستان , داستان کودک , داستان های جدید , داستان های تصویری , داستان های صوتی , قصه , قصه برای کودکان ,
تاریخ انتشار : دوشنبه 31 شهریور 1393 | نظرات
نوشته شده توسط : دهکده دانلود 93

گرگی در لباس میش

روزی روزگاری یك گرگ بدجنس برای پیدا كردن غذا دچار مشكل شد. چون گله ای كه  برای چرا به آن كوه و چمنزار می آمد یك چوپان دلسوز و یك سگ دقیق داشت. آنها مواظب هر اتفاقی در گله بودند.

گرگ گرفتار شده بود و نمی دانست چكار بكند تا اینكه یك روز اتفاق عجیبی افتاد. او یك پوست گوسفند را پیدا كرد. گرگ آنرا برداشت و بسرعت فرار كرد.




:: مرتبط با: کتابخانه کودکان ,
:: برچسب‌ها: داستان , داستان کودک , داستان های جدید , داستان های تصویری , داستان های صوتی , قصه , قصه برای کودکان ,
تاریخ انتشار : دوشنبه 31 شهریور 1393 | نظرات
 

 



 
   
با تشکر از گروه اف دی ال و عزیزانی که در راستای ساخت و گسترش وب سایت دهکده دانلود 93 همراهیمان می کنند.
در صورت برخورد با هر مشکل در تمامی بخش های این وب سایت لطفا با درج کامل مشخصات آن مطلب به مدیریت گزارش دهید.
مطالب در صورت در خواست کار گروه مصادیق جرایم اینترنتی حذف خواهد شد.