تبلیغات
دهکده ی دانلود - مطالب کتابخانه کودکان
 
سامانه افزایش بازدید و كسب درآمد گیلان کده

توپی وب


جدید ترین موزیک های ایرانی و خارجی

نوشته شده توسط : دهکده دانلود 93

روزگاری زن و مردی زندگی می کردند که فرزندی نداشتند . بالاخره آرزوی آنها به حقیقت پیوست. آنها منتظر ورود کوچولویی به خانه اشان بودند.

پشت خانه آنها پنجره ای قرار داشت که به یک باغ زیبا و بزرگ باز می شد . باغ پر از گلهای زیبا و درختهای میوه بود . این باغ متعلق به یک جادگرو بدجنس بود و هیچ کس جرات نمی کرد به داخل باغ برود.






:: مرتبط با: کتابخانه کودکان ,
:: برچسب‌ها: داستان , داستان کوتاه , داستان تصویری , داستان صوتی , قصه , قصه تصویری , داستان های کودکان ,
تاریخ انتشار : سه شنبه 1 مهر 1393 | نظرات
نوشته شده توسط : دهکده دانلود 93

خرسی بنام وولستن کرافت 

 

نه خیلی دور و نه خیلی وقت پیش، یک خرس بزرگ و زیبا روی یکی از قفسه های فروشگاه نشسته بود و منتظر بود تا کسی او را بخرد و به خانه ببرد

اسم او وولستن کرافت بود اون یک خرس معمولی نبود . موهای تنش رنگ خاکستری تیره و روشن بود و رنگ عسلی نوک بینی و گوشها و پاهایش بسیار جذاب بود

وولستن کرافت با آن جلیقه قهو ه ای و پاپیون طلایی اش بسیار زیبا بود

روی اتیکتی که به  پاپیونش نصب بود اسمش را با خط پررنگ نوشته بودند   ول ستن کرافت

    

او قبل از کریسمس به این فروشگاه آمده بود زمانیکه درخت بزرگ و زیبای کریسمس در ویترین مغازه بود همه جا با چراغهای رنگی کوچک تزئین شده بود نوارهای رنگی مخصوص کریسمس و نور چراغهای همه چیز را زیبا کرده بود و موسیقی روزهای تعطیل نواخته می شد .او از این نورها و صداها لذت می برد




:: مرتبط با: کتابخانه کودکان ,
:: برچسب‌ها: داستان , داستان کوتاه , داستان تصویری , داستان صوتی , قصه , قصه تصویری , داستان های کودکان ,
تاریخ انتشار : سه شنبه 1 مهر 1393 | نظرات
نوشته شده توسط : دهکده دانلود 93

كسی كمك می كند؟    

 

یك مرغ حنایی كوچولو همراه با دوستانش در مزرعه زندگی می كرد.دوستان او یك سگ خاكستری، یك گربه ی نارنجی و یك غاز زرد بودند.




:: مرتبط با: کتابخانه کودکان ,
:: برچسب‌ها: داستان , داستان کودک , داستان های جدید , داستان های تصویری , داستان های صوتی , قصه , قصه برای کودکان ,
تاریخ انتشار : دوشنبه 31 شهریور 1393 | نظرات
نوشته شده توسط : دهکده دانلود 93

چشمه ی سحرآمیز

 

 

روزی روزگاری  در یک جنگل بزرگ خرگوش کنجکاوی زندگی می کرد. یک روز، خرگوش کنجکاو درحال دویدن و بازی کردن بود که به چشمه ای سحر آمیز رسید.




:: مرتبط با: کتابخانه کودکان ,
:: برچسب‌ها: داستان , داستان کودک , داستان های جدید , داستان های تصویری , داستان های صوتی , قصه , قصه برای کودکان ,
تاریخ انتشار : دوشنبه 31 شهریور 1393 | نظرات
نوشته شده توسط : دهکده دانلود 93

چوپان دروغگو

روزی روزگاری پسرك چوپانی در ده ای زندگی می كرد. او هر روز صبح گوسفندان مردم دهات را از ده به تپه های سبز و خرم نزدیك ده می برد تا گوسفندها علف های تازه بخورند.او تقریبا تمام روز را تنها بود.




:: مرتبط با: کتابخانه کودکان ,
:: برچسب‌ها: داستان , داستان کودک , داستان های جدید , داستان های تصویری , داستان های صوتی , قصه , قصه برای کودکان ,
تاریخ انتشار : دوشنبه 31 شهریور 1393 | نظرات
 

 



 
   
با تشکر از گروه اف دی ال و عزیزانی که در راستای ساخت و گسترش وب سایت دهکده دانلود 93 همراهیمان می کنند.
در صورت برخورد با هر مشکل در تمامی بخش های این وب سایت لطفا با درج کامل مشخصات آن مطلب به مدیریت گزارش دهید.
مطالب در صورت در خواست کار گروه مصادیق جرایم اینترنتی حذف خواهد شد.